تبليغاتX
Ir 7 iR

"ایام میلاد شمس الشموس ، امام رئوف ، ثامن الحجج « علی بن موسی الرضا علیه السلام » بر دوستداران و شیعیان آن حضرت تهنیت باد"

منوي اصلي
لينکهاي سريع

آرشيو ماهيانه
8708.aspx
8707.aspx
8706.aspx
8705.aspx
8704.aspx
8703.aspx
8702.aspx
8701.aspx

لينک دوستان

لوگوي دوستان

عضويت
نام کاربری :
کلمه عبور :
عضويت در سايت

آمار بازديد

»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

AddThis Feed Button



نظر سنجي وبلاگ

تبليغات









چه كسي راز مرگ نوعروس را مي داند

چه كسي راز مرگ نوعروس را مي داند

مرگ مرموز يك نوعروس پرونده يي را پيش روي بازپرس جنايي تهران قرار داد كه هنوز ابعاد آن آشكار نشده و مشخص نيست زن جوان به دست شوهرش كشته شده يا خود به استقبال مرگ رفته است.

به گزارش خبرنگار ما، ساعت 23 شامگاه سه شنبه هنگامي كه محمد روشن - بازپرس كشيك قتل - تلفن همراهش را پاسخ داد، افسر نگهبان كلانتري ابوسعيد از وي خواست براي تحقيق درباره مرگ زني 25 ساله به نام زويا به مجتمعي در خيابان وليعصر برود. در آپارتمان مورد نظر جنازه زويا در حالي كه طناب داري دور گردنش گره خورده، پيدا شده بود و شوهرش ادعا مي كرد زويا خودكشي كرده است. هنگامي كه تيم ويژه تحقيقات تمامي محوطه داخل آپارتمان را مورد تفتيش قرار داد و هيچ نشانه يي از ورود فرد غريبه به خانه نيافت، در برابر يك دو راهي قرار گرفت كه تصميم گيري را بسيار دشوار مي كرد. آيا نوعروس همان طور كه كامبيز مدعي است، خودكشي كرده يا اينكه تازه داماد خود قاتل همسرش است و قصد دارد اين راز را پنهان كند. براي روشن شدن جزئيات بيشتري از اين حادثه بازپرس روشن دستور بازداشت كامبيز را صادر كرد. از سويي پزشكي قانوني در همان معاينه اوليه مرگ زويا را بر اثر خفگي با طناب اعلام كرد و زمان فوت را سه ساعت پيش از كشف جنازه تشخيص داد. او براي بررسي هاي بيشتر مجوزي از بازپرس جنايي اخذ كرد كه به موجب آن جسد بايد به سازمان پزشكي قانوني منتقل مي شد و مورد معاينه و آزمايش سم شناسي قرار مي گرفت.

صبح ديروز كامبيز كه خود را بي گناه مي خواند به دادسراي امور جنايي انتقال داده شد و از سوي رئيس شعبه سوم بازپرسي تحت بازجويي قرار گرفت. وي پذيرفت با همسرش به شدت اختلاف داشته است اما گفت در مرگ زويا هيچ تقصيري متوجه او نيست. كامبيز درباره نحوه آشنايي و ازدواج با متوفي توضيح داد؛ من و زويا پنج ماه قبل از طريق يكي از دوستان خانوادگي ام با هم آشنا شديم و به فاصله كمي با هم ازدواج كرديم، اما از همان آغاز زندگي مشترك دچار مشكل شديم و بر سر حتي كوچك ترين مسائل نيز با هم دعوا مي كرديم. دامنه اختلافات ما از بحث بر سر خرابي كاشي حمام تا درخواست من براي آرايش نكردن زويا گسترش يافته بود و هيچ آرامشي در زندگي مان وجود نداشت. هر بار كه دعوا بالا مي گرفت زويا مرا كتك مي زد ولي من در برابرش يا سكوت مي كردم يا اينكه از خانه بيرون مي رفتم. مادر همسرم به سرطان مبتلا است. پدرش نيز از بيماري اعصاب رنج مي برد، به همين خاطر سعي مي كردم شرايط زنم را درك كنم و صبر و حوصله بيشتري به خرج دهم. از طرفي هم من و هم زويا نمي خواستيم خانواده هايمان را مشوش كنيم. هيچ وقت از اختلافات و درگيري هايمان با آنها صحبت نكرديم، در عوض براي رفع مشكلات نزد يك مشاور رفتيم كه او پس از شنيدن حرف هاي ما اختلافات مان را خنده دار دانست.

كامبيز در ادامه اظهاراتش گفت؛ اين اواخر من نيز در برابر رفتارهاي همسرم عصبي مي شدم و قبول دارم كه چند بار كتكش زدم ولي هرگز مرتكب قتل نشدم. زويا هميشه در دعواها تهديد مي كرد خودش را خواهد كشت البته من اين تهديدها را جدي نمي گرفتم.

تازه داماد درباره وقايع منجر به مرگ همسرش توضيح داد؛ دوشنبه شب من مي خواستم به خانه خاله ام بروم اما پيش از خروجم از خانه دوباره اختلافات ما سر باز كرد. پس از دعوا منزل را ترك كردم ولي چند ساعت بعد بازگشتم. هر چه در زدم، زويا اعتنايي نكرد. فكر كردم طبق معمول نمي خواهد مرا ببيند به همين دليل ساندويچي را كه برايش خريده بودم پشت در گذاشتم و خودم به خانه پدرم رفتم اما از دعوا حرفي نزدم و آخر شب با اين ادعا كه مي خواهم به منزل خودم بازگردم از آنجا نيز بيرون آمدم و تا صبح در ماشين خوابيدم.

كامبيز ادامه داد؛ صبح دوباره به خانه رفتم، ساندويچ فاسد شده بود و زويا همچنان در را باز نمي كرد، به هر زحمتي كه بود قفل را گشودم. در اتاق خواب از داخل قفل بود. فكر كردم همسرم خودش را در آنجا حبس كرده است. براي اينكه ذهنم مشغول ماجراي دعواي شب قبل نشود، خودم را با تعمير تلفن سرگرم كردم اما وسط كار طاقت نياوردم و براي اينكه از حال زويا مطلع شوم با سختي در را باز كردم و ناگهان جسد همسرم را در حالي كه حلق آويز بود، ديدم. سراسيمه و مضطرب به آشپزخانه دويدم و با چاقو طناب را پاره كردم. سپس از همسايه واحد روبه رو كمك خواستم. او وقتي پيكر زويا را ديد، گفت؛ هنوز زنده است به همين دليل با اورژانس تماس گرفتم ولي امدادگران وقتي بر بالين همسرم حاضر شدند مرگ او را تاييد كردند. بنابر اين گزارش به رغم انكارهاي تازه داماد بازپرس روشن وي را براي ادامه تحقيقات در اختيار اداره 10 پليس آگاهي قرار داد. از سويي كارآگاهان موظف شدند با بازجويي از خانواده زويا و نزديكان اين زوج سرنخ هاي بيشتري از راز مرگ نوعروس به دست آورند.

 

 

 

نوشته شده توسط شماره هفت در شنبه 2 شهریور1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

مطالب پيشين

دانلود فيلم رئيس
اعلام كانديداتوري محمد هاشمي
دستگيري بيژن مرتضوي در فرودگاه امام
واكنش مغز افراد افسرده نسبت به درد متفاوت است
بلوف جديد از نوع اسرائيلي: حمله به ايران 14 آبان تا 30 دي ؛ همين امسال
شکار لحظه ها در ورزش
خواهر شيرازي اوباما در كاخ سفيد
آنتن ماهواره سردار محصولي (وزير كشور احتمالي آينده )
دانلود فيلم 10 رقمي
نامه ي 60 اقتصاددان به رئيس‌جمهور
سر مقاله خداحافظي شهروند امروز بعد از توقيف : چرا ايران اوباما ندارد؟
مضحكترين عكسهاي جرج بوش در طي 8 سال رياست جمهوري
عكس هايي از دختران ايراني در ورزشگاه انقلاب تهران
سن كانديداهاي انتخابات رياست جمهوري مي بايست بين 40 تا 75 باشد
مردي به آزار و اذيت و قتل خواهرزن پنج ساله اش اعتراف كرد
توياز : دارويي جديد براي درمان مثانه پركار
فستیوال هنرهای آکروباتیک 2008
نوباوه خطاب به كردان:
دانلود فيلم زن ها فرشته اند
كردان: من شيميايي هستم اما تاحالا نگفته بودم
نگاهي به فيلم دعوت ساخته ابراهيم حاتمي كيا
مجلس ايران وزير كشور را بركنار كرد
sms عجيب درباره استيضاح كردان
مايلي كهن :
در بهزيستي چه مي گذرد؟مرگ خاموش مبينا و سكوت حيرت انگيز مسؤولان
ادعاي محافظ قبر صدام :
احمد توكلي: احمدي نژاد موتور بنز است روي ژيان
قسمتي از پخش اخبار تلويزيون در قبل از انقلاب
دندانپزشكي فقط زيبايي و ايمپلنت نيست
داستاني بسيار زيبا و واقعي


لينكستان




آينه
Ir 7 iR

Ir 7 iR



گفت ما را هفت وادي در ره است
چون گذشتي هفت وادي،درگه است
وا نيامد در جهان زين راه کس
نيست از فرسنگ آن آگاه کس
چون نيامد باز کس زين راه دور
چون دهندت آگهي اي ناصبور؟
چون شدند آن جايگه گم سر به سر
کي خبر بازت دهد اي بي خبر؟
هست وادي طلب آغاز کار
وادي عشق است از آن پس ، بي کنار
پس سيم وادي است آن معرفت
پس چهارم وادي استغنا صفت
هست پنجم وادي توحيد پاک
پس ششم وادي حيرت صعبناک
هفتمين وادي فقر است و فنا
بعد از اين روي روش نبود تو را
در کشش افتي روش گم گرددت
گر بود يک قطره قلزم گرددت


ساعتهاي زنده ي دنيا
New Page 2


نظر سنجي

جستجو


در وبلاگ
در كل اينترنت


لينک اخبار ورزشي



وضعيت ؟آب و هوا

ديكشنري

 
صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  سيمرغ



Powered By simorghweb.com & .ir Copyright 2005. Simorgh LTD.
www.simorghweb.com